اطلسی نو بر شندره‌ای کهنه*

سوسمارالدوله از نوشته‌های میرزا آقاخان کرمانی (1232- 1275 خورشیدی)، از شخصیت‌های متنفذ سیاسی عصر مشروطه است که هم‌چون کتاب روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه و یا سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم بیک، واکنشی روشن‌فکرانه و بازتاب‌دهنده‌ی اوضاع سیاسی و اجتماعی در دوران قاجار محسوب می‌شود و روایتی قصه‌پردازانه دارد که بی‌شباهت به یک داستان بلند نیست. بنابراین به لحاظ ساختار، در دسته‌بندی و قالب نمایش‌نامه قرار نمی‌گیرد؛ اما ظرفیت‌ها و ویژه‌گی‌هایی دارد که اتفاقن آن را برای یک بازخوانی و برداشت نمایشی بسیار جذاب می‌کند.

اطلسی نو بر شندره‌ای کهنه*

نخست این‌که مانند بسیاری از آثار بزرگ نمایشی، به لحاظ درون‌مایه، بر روی مسائل و دغدغه‌هایی متمرکز است که گویی هنوز پس از سالی‌یان، برای زنده‌گی اجتماعی اِم‌روز ما هم جذاب اند. از موضوعاتی می‌گوید که موضوع روز اند و از گذشته‌های دور، هم‌روزگار ما شده‌اند؛ به گونه‌ای که سخت است باور کنیم این متن را 130 سال پیش نگاشته‌اند. گویی معاصر ماست و این را بدان معنی می‌توان گرفت که نه تنها هنوز از آن روزگار عبور نکرده‌ایم، بل‌که در بسیاری موارد در همان دوره درجا می‌زنیم.

دوم این‌که متن اصلی سوسمارالدوله دارای ساختاری روایی است. در آن، سه روایت وجود دارد که به صورت قصه در قصه، در گفت‌وگویی میان سوسمارالدوله و کلانتر در جریان است؛ و از آن‌جا که نویسنده‌ی اثر، یک مبارز تمام‌عیار سیاسی بوده و سعی می‌کرده در بیداری جامعه‌اش نقشی و سهمی ایفا کند، با سه روی‌کرد اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، وضعیت پیرامون خود را به تصویر و یا شاید نقد کشیده است. در حکایتی در خصوص فساد اخلاقی درباریان، در بخش دیگر، فقر و فلاکت مردم و در جای دیگر، زوال فرهنگی و سیاسی حاکمان ظالم و ستم‌گر را باز می نمایاند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید